تبليغاتX
دوستت دارم

+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 12:54 |
قربونت برم

تو  که  قصد  جدایی کرده  بودی

خیال  بی وفایی  کرده  بودی

چرا  با  این  دل  خوشی  باور من

زمانی  آشنایی  کرده  بودی

خدایا  تا  رو  پودم  غم  گرفته

درون  سینه  ام  ماتم  گرفته

خداوندا  دلش  را  مهربان  کن

همیشه  خاطرش  را  شادمان  کن 

Image hosting by TinyPic

+
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...
 
 
 
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است

 
دوست دارم

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو. به دو چيز

اعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو. من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي

تو وديگري خوشبختي تو.من اين دنيا را براي دو چي ميخواهم يكي

تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه

دوستت دارم

                       

 
قسم

و به باران سوگند

و به شبنم و به گل

 

و به هر چيز که جون عشق لطيف است

 

که تو پروانه ي من هستي

 

قسمت مي دهم اي گل بهار

 

دل من و تنها مگذار

 

اين گناه است گناه

Image hosting by TinyPic

 
+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 12:22 |
+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 8:52 |

     دستم بگیر دستم را تو بگیر      التماس دستم را بپذیر      درمانی باش پیش از آنکه بمیرم

 

     آوازی باش پرواز اگر نهی     همدردی باش همراز اگر نهی         آغازی باش تا پایان نپذیرم

 

    گلدانی باش گلذار اگر نهی   دلبندی باش دلدار اگر نهی   سبزینه باش با فصل بد و پیرم

 

   از بوی تو چون پیراهن تو      آغشته شد جانم با تن تو      آغوشی باش تا بوی تو بگیرم

 

                    لبخندی باش در روز و شب من  در هم شکست از گریه لب من   

 

                                        بارانی باش در این تشنه کویرم  

 

                     آهنگی باش در این خانه بپیچ پژواکی باش از بگذشته که هیچ

 

                                          آهنگی باش در نائی که اسیرم

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 8:51 |

 

من عشق رادر تو

  تو را در دل

دل را در موقع  تپيدن 

و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم 

من غم را در سكوت      

 سكوت را درشب 

شب را در بستر 

و بستر را برای اندیشیدن به تودوست دارم 

من بهار را به خاطر شكوفه هايش

 زندگي را به خاطر زيبايي هايش

 و زيبايي را به خاطر تو دوست دارم

 من دنيا را به خاطر خدايش

 خدايي كه تو را خلق كرده دوست دارم

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 8:50 |

 

كي اون نگاه مستتو از آيينه قلبم گرفت

 

تو قلب عاشقت نشست چشاتو از شبم گرفت

 

كي ياد تو داده بگي كه ديگه دوستم نداري

 

پر بكشي از شب من تو غصه تنهام بذاري

 

نمي شه باورم كه نيست تو فكر تو ياذي ازم

 

غصه مي خوردي جاي من تا دل به گريه هات ندم

 

تو مثل يه مرهم بودي واسه تموم قصه هام

 

اما حالا خودت شدي رنج تموم قصه هام

 

از توئه عاشق سفر نمونده رد دشمني

 

نمي شه باورم كه تو عروسك قلب مني

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 8:49 |

تو به من خیره شدی

تو به من مات دوختی

تو که با نگاهت در شعر من سوختی

از طپش تنهایی سکوتم بر تو خیره شدم

آن زمان که تو را از بر خواندم

در ذهنت تیره شدم

به شکل خکستری شعرهایم در نگاهت پک شدم

در نفسهایت حذف شدم

من که در هر ثانیه با تو ثبت شدم

کنون در بادم

مثل شعله ای در باد بی یادم

من تو را از بر خواندم

من که در شعرم تو را همدرد خواندم

در نگاهت ردپایی از نفرت درک کردم

در گرمای تنت لذت هوس را لمس کردم

در حضور دردم حضورت را حس نکردم

همین لحظه بود که تو را از شعرم حذف کردم

لحظه ای رسیده است

از نوع حسرت ها

فرصتی ازفاصله ها

زمانی به شکل خاطره ها

به دیروز خیره می شوی

تکرارش می کنی

این تکرار ترس از فرداهاست

ترس از خاطره هاست

دیروز را از بر کن

فردا را پر پر کن

که فردایی نخواهیم دید

که فرداها همه بی بنیادند.

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 8:48 |